
|
قصه های من و دوستم زندگی |
||
|
محل درج آگهی و تبلیغات نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/10/13 توسط ک.ک
![]()
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/10/06 توسط ک.ک
دورو برت رو که نگاه می کنی خیلی آدمای متفاوتی می بینی.هر کدوم یک چیزی رو تو زندگیشون ملاک می دونن و فکر می کنن ار طرف مقابل مثل دوست همکار استاد یا هر کسی که در طول شبانه روز باهاش زیاد سر کار دارن اون ملاک رو نداشته باشند. از دیدگاه اون ها یک احمق و یا ضعیف به نظر می رسه.من خودم از این دسته آدم ها بودم ولی کم کم سعی کردم آدم ها رو همون جوری که هستن بپذیرم.خیلی حرف پشت هر حرکت آدما هست اون ها دارن با اون سوالات که بعدش ازشون بپرسی منظورت چی بود میگه هیچی یا میگه بیا فلان کنیم و بعد میگه نه ولش کن داره می سنجدت. می خواد ببینه چقدر ضعیف و یا احمق هستی همین انسان ها آرزو های رفتاری گمشده خودشون رو تو بقیه دنبال می کنن.در این مواقع هست که باید بهش بگی چقدر احمق و ضعیفی. نقش رو باید درک کرد نه تقلید و نه نقد.نقش وجودی تویه زندگی یک حفره خیلی بزرگه.باید با استعداد های خودت حلش کنی نه اجرای کاری که مال تو نیست. همیشه انسان ها در درجه معمولی به دنبال دو چیز هستن. 1-دیدن ضعف دیگران برای ایجاد اعتماد به نفس تو وجود خودشون. 2-پیدا کردن قدرت تو افرادی که از نظر اون ها قدرت دارن تا برسن به درجه اون ها. معمولی بودن بده نه؟ کاش بشه رول خودت رو تو زندگی بازی کنی.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/03/22 توسط ک.ک
بی شعوری
کلمه جالبیه.خیلی ها این کلمه رو استفاده می کنن بدون اینکه بدونن خودشون یک بی شعور تمام عیارن بی شعور تا وقتی که نفهمه بی شعوره درمان نمیشه.شاید شما هم تویه زندگی تون مورد های مشابه داشته باشید یا اصلا خودتون بی شعور باشید. حتما دیدین کسی که میاد خونتون و بدون هیچ توجهی لیوان چای خودشو جوری به طرف دهانش می بره که همش چپه میشه روی فرش یا مثلا وقتی خواب هستین جوری رفتار میکنه که اصلا براش مهم نیست که بیدار بشید. شاید بگید من زیاد وسواسی هستم ولی همین که احتمال وسواس داشتن خودمو گفتم یعنی بحث فرا تر از وسواس منه.این جور افراد بی تفاوت و بی شعور اقلب دچار خود بزرگ بینی مطلقی هم هستن و از اینکه مورد خنده دیگران قرار بگیرند به شدت وحشت دارن.مثل این میمونه که این افراد دچار یک پارانویای شدید باشن.همیشه اگر کسی که باهاشون خودمونی نیست بخواد بهشون نزدیک بشه اینقدر سوء ذن بهش پیدا می کنن تا از سلام کردن طرف مقابل یه خودشون کوه بسازن و بگن"یا خدا طرف چقدر بی شعوره".جالب اینجاست که اگر خصوصیات رفتاری اینجور آدم ها دقت کنی و مدتی باهاشون زندگی کنی می فهمی که هیچ چیزی واسه ارائه ندارن و برای بالا بردن خودشون بیشتر سعی می کنن افراد دور و بر خودشونو به هر نحوی خراب کنن و پشت بندش از خودشون به صورت زیرکانه ای تمجید می کنن که این کار زیرکانه رو تحسین می کنم.من به شدت یکی از این افراد رو زیر نظر داشتم تا جایی که به قسمت مهمی از شخصیت شون رسیدم و این بود که اکثر این افراد یک جور دزدی ادبی می کنن و سخن آدمای دیگرو که حدس می زنن کسی تویه جمع نشنیده باشه به اسم خودشون ارائه میدن.حالا شما به اطرافیان خودتون بی توجه هستین؟سعی می کنید دیگران رو تخریب کنید؟یا خیلی از کارای دیگه؟اگر اینجوریه پس شما هم بی شعورید. همیشه وقتی به اینجور آدما میرسم میگم کاش تو خلقت شما اینقدر غفلت نمیشد.واسه اینجور تصمیمات که کی بی شعور هست یا نه من خودمو قاضی نمی کنم فقط بی شعوری به نظر من اینه نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1389/12/15 توسط ک.ک
دیشب وقتی داشتم میرفتم توی تختم که بخوابم گفتم با مویایل یک سری بزنم به وبلاگم.دیدم یک دوست که نه اسمی و نه آدرس وبلاگی از خودش گذاشته واسم پیام گذاشته که اگر حوصله دارید با هم این پیغام رو می خونیم. سلام اول بگم دوست عزیز خیلی پیام محشری دادی.دمت جیز نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1389/06/11 توسط ک.ک
دیروز تاریخ است، فردا نامعلوم است و امروز هدیه سلام تا حالا چند تا دوراهی تویه زندگیت بوده؟ |
||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||